X
تبلیغات
.:ساده ولی پر محتوا:. - درباره سریال

.:ساده ولی پر محتوا:.

آهنگ تیتراژ سریال از بوسه تا عشق و ترجمه آن


Toygar Işıklı – Gecenin hüznü

 Gün geçmez yüreğimdeki acı amansız
Yalnızlık yüzüme vurur geçer zamansız
Hüznün bile yorgun ahhh

Her damla gözyaşımdaki keder umutsuz
 Sensizlik geceme akar gider mi sonsuz
  Kalbim yine yorgun ahh

Yok elerimde aşk
  Sevmek bana yasak
 Yine bak ruhum eriyip gidiyor yavaş yavaş
  Bir yanlızlık şarkısında yine uçurum kenarında
  Ah dudaklarımdan aşk düşüyor kor gibi kalbime

 

 

 

ترجمه:

 

اندوه شب

روز نمی گذرد
در قلبم دردورنج امان بریده
تنهایی بی وقفه با گذشت زمان به صورتم سیلی می زند

حتی اندوه من خسته شده است
هر لحظه اشکهایم نا امیدانه می چکد
بدون تو شبهای من بی انتهاست
حتی قلبم هم خسته شده است

در دستهایم عشق نیست
عشق برایم ممنوع است
دوباره ببین

روحم آرام آرام جدا می شود
در این شعر تنهایی
باز هم کنار صخره ها
آه…عشق از لبهایم
مثل زغال افروخته به قلبم
فرو می ریزد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال ترکی Menekse ile Halil(بنفشه و خلیل)

 

ژانر : رمانتیک ، درام

تعداد قسمت ها : ۳۶

شبکه پخش : Kanal D

دوره پخش : ۲۰۰۷ – ۲۰۰۸

تولید شرکت : Ay Yapim

کارگردان : Uluc Bayraktar

بنفشه (Sedef Avci)و خلیل (Kivanc Tatlitug) در یک محل با هم همکار هستند و همدیگر را خیلی دوست دارند. خلیل یک جوان رومانییایی هست و رازی در دل خود دارد که حتی

نمی تواند به بنفشه بگوید از طرفی بنفشه یک دختر ترکیه ای هست که در خانواده ای محافظه کار زندکی می کند.

 

بنفشه رابطه اش با خلیل را به خاطر پدرش و خانواده اش که عقاید خود را دارند از آن ها پنهان می کند.

پدر بنفشه یعنی حسن بنفشه را مجبور می کند با یکی از هموطنان خود یعنی مصطفی ازدواج کند و این شروع یک ماجرای بسیار زیبای عاشفانه هست

که توصیه می کنیم دیدن این سریال زیبا رو از دست ندهید.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال ترکی Unutulmaz

 

هارون (Serhan Yavas) پسری است ثروتمند و موفق در امور تجاری و دفتر تجاری پدرش فیاض(Fikret Hakan) را اداره می کند . ملدا (Sinem Oztufan) منشی شرکت فیاض هست و فیاض او را برای ازدواج با پسرش بسیار مناسب می داند.

در طرف دیگر هارون عاشق دختری دیگر به نام ادا  (Ozlem Yilmaz) هست و او را دوست دارد و با او روابط عاشقانه و رمانتیکی دارد تا اینکه پدرش از هارون می خواهد تا با ملدا ازدواج کند و هارون ناچار این قضیه را می پذیرد تا


تا اینکه هارون همراه خانواده اش به خواستگاری ملدا می رود و یک تراژدی در مراسم رخ می دهد .ملدا و ادا خواهر هستند و هارون را بهت زده می کند اما ادا هیچ چیز را به روی خود نمیاورد مثل اینکه هارون را نمی شناسد و عادی رفتار می کند اما


ادا عشق خود را به خاطر شادی خواهرش فدا می کند اما نمی داند که از هارون باردار هست و داستان ادامه می یابد تا این که ادا متوجه می شود از هارون باردار هست و دیگر نمی تواند نقش بی تفاوتی را بازی کند


در این سریال شاهد یک مثلث عشقی بین دو خواهر هستیم که داستانی بسار زیبا و رمانتیک دارد . دیدن این سریال زیبا رو به شما توصیه می کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال ترکی fatmagülün suçu ne (گناه فاطمه گل چیست؟)

فاطمه گل(با بازی   Beren Saatبازیگر نقش بهتر در عشق ممنوعه) دختر ساده و بی تکلفی است که بعد از فوت پدر و مادرش همراه با برادرش  در شهر توریستی چشمه(Cesmeواقع در غرب ترکیه (زندگی می کند.

 

. فاطمه گل که به مصطفی(با بازی Firat Celik)دلبسته است می خواهد تا هر چه سریعتر با او ازدواج کند تا هم از دست زن برادرش رهایی یابد وهم غم فقدان پدر ومادر را به فراموشی بسپارد

 

ولی آزار و اذیت  او توسط چهار نقر مسیر زندگی او را به طور کامل عوض میکند در حالی که مصطفی دیگر حاضر نیست با او ازدواج کند او مجبور میشود تا به عقد کریم( یکی از چهار نفر با بازی Engin Akyurek) در آمده وهمراه با او به استانبول برود

ولی این پایان داستان نیست در حالی که فاطمه گل با شروع یک زندگی جدید در استانبول در پی  فراموش کردن گذشته تاریک خود است ورود دوباره مصطفی به استانبول همه چیز را عوض میکند.

 

(خیلیا پرسیدن این سریال توی چه شبکه ای پخش میشه:

در شبکه atvدر ماهواره ترک که به زبان ترکی پخش میشه البته در شبکه mbc4در ماهواره عرب هم پخش میشه

در ضمن میتونین به سایت رسمی این سریال Fatmagül'ün Suçu Ne?برین و عکس های بیشتری از این سریال رو ببینید)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال ترکی Ezel

 

سریال اکشن Ezel

 

سریال Ezel

ژانر: اکشن،جنایی

تعداد  قسمت ها: ۵۹ قسمت

شبکه:ATV , Show TV

سالهای پخش: از شهریور۸۸

خلاصه داستان:

عمر(با بازیIsmail Filiz) به عنوان مکانیک زندگی سطح پایین ولی بی دغدغه ای دارد وی که بعد از ملاقات با ایشان (با بازیCansu Dere)به او علاقمند شده است بعد از پایان خدمت سربازی به او پیشنهاد ازدواج میدهد

ولی روز بعد از خواستگاری عمر به جرم قتل و سرقت مسلحانه دستگیر میشود در حالی که دو دوست مورد اعتماد وی علی (با بازیBaris Falay) و چنگیز (با بازیCansu Dere) با همدستی ایشان که به عمر خیانت کرده است  به همراه میلیون ها دلار پول فرار میکنند

عمر که محکوم حبس شده است در زندان  با رامیز(با بازیTuncel Kurtiz ) آشنا میشود رامیز که یکی از سرکردگان مافیاست از عمر حمایت میکند  و زندگی عمر وطرز تفکرات او را متحول میکند،بعد از ۸ سال حبس عمر به کمک رامیز و با ایجاد یک شورش از زندان فرار میکند

در حالی که همگان میپندارند عمر در این شورش جان خود را از دست داده است،او با انجام عمل پلاستیک(بعد از عمل با بازیKenan Imirzalioglu )در پی گرفتن  انتقام خیانت از ایشان و دوستانش است

بازیگران:

Kenan Imirzalioglu در نقش ازل

Cansu Dere در نقش ایشان

Yigit Ozsener در نقش چنگیز

Baris Falay  در نقش علی

Tuncel Kurtiz  در نقش رامیز

Sedef Avci  در نقش بهار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال ترکی Ask ve Ceza (عشق و جزا)

 

سریال عاشقانه عشق و جزا

 

ژانر:عاشقانه

تعداد قسمت ها:62 قسمت

شبکه:کانالAtv

سالهای پخش: از ۱۳۸۸

خلاصه داستان:

یاسمین(با بازیNurgul Yesilcay) دختری ۲۵ ساله که در یم شرکت تبلیغاتی کار میکند،قصد دارد با مهمت (با بازیCaner Kurtaran) ازدواج کند ولی یک هفته قبل از ازدواج او می فهمد که نامزدش به او خیانت کرده است

 

،بعد از این خیانت یاسمین اعتقادش به عشق،معصومیت و ازدواج از دست میدهد وبه بودروم برمیگردد تا با مادرش زندگی کند،یاسمین در کلوب شبانه مردی به نام ساواس(با بازیMurat Yildirim) را ملاقات میکند که او را بشدت تحت تاثیر قرار میدهد

یاسمین یک شب را با ساواس میگذراند ولی روز بعد ساواس را ترک میکند در حالی که یک گردن بند از خود به جا گذاشته است،این دیدار عاشقانه زندگی آنها را بشدت تحت تاثیر قرار میدهد

 

بازیگران:

Nurgul Yesilcay  در نقش یاسمین

Murat Yildirim در نقش  ساواس

Caner Kurtaran در نقش  مهمت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال ترکی Gönülçelen(گل فروش)

 

 

ژانر:رمانتیک،کمدی

شبکه:ATV

مراد (با بازی Cansel Elcin) یک موزیسین جوان است که بعد از سالها زندگی و  کسب موفقیتهای بسیار در خارج از کشور به زادگاه مادری خود استانبول باز میگردد

 

. مراد که بعد از سالها به استانبول بازگشته هنگام گشت و گذار با دوستش لونت (با بازی Onur Saylak ) به طور اتفاقی  حسرت را ( با بازی Tuba Buyukustun دختر گلفروشی که از راه آوازه خوانی و دست فروشی امرار معاش میکند) ملاقات میکند


،مراد که با شنیدن صدای دلنشین حسرت  به استعداد  خوانندگی او پی میبرد با دوستش شرط می بندد که این دختر کولی را به خواننده ای مشهور تبدیل کند


این شرط بندی ساده مسیر زندگی موزیکدان جوان و دختر گلفروش را تغییر میدهد. مراد و حسرت که از دو طبقه اجتماعی  متفاوت هستند  در طول دوره آموزش  سخت به هم دل میبندند



 

بازیگران

Tuba Buyukustun در نقش حسرت

در نقش مراد Cansel Elcin

در نقش لونتOnur Saylak

در نقش نسرینAyda Aksel

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال ترکی Aski memnu(عشق ممنوعه)

 

ژانر: عاشقانه

تعداد  قسمت ها: ۷۹ قسمت

شبکه: کانالD

خلاصه داستان:

این سریال که اقتباسی از رمان مشهور عشق ممنوعه نوشته خالد ضیا اوشاکلیگیل (Halit Ziya Uşaklıgil) است روایتگر داستان دخترخانواده یراوغلو به نام بیهتر (با بازی Beren saat) است که بعد از مرگ پدرش به خواستگاری پیرمردی هوسران به نام عدنان (با بازی selçuk yöntem) پاسخ مثبت میدهد


عدنان با دو فرزند ویک برادر زاده ی نا تنی (بهلول با بازی Kıvanç Tatlıtuğ) پذیرای بیهتر می شوند داستان واقعی از جایی شروع میشود که بیهتر بعد از ورود به خانه عدنان سخت به بهلول دل میبندد از سوی دیگر نیهال دختر عدنان (با بازی Hazal Kaya) نیز دل در گرو بهلول دارد

.

ماجراهای عاشقانه این سریال بسیار پیچیده است بطوری که راننده شخصی نیهال نیز عاشق او شده است وخدمتکار خانه نیز به این راننده دل بسته است.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال ترکی asi(عاصی)

ژانر: عاشقانه

تعداد  قسمت ها: ۷۲ قسمت

شبکه: کانالD

خلاصه داستان:

مرد جوان ثروتمندی بنام دمیردوغان(با بازیMurat Yildirim)به همراه دوست خود کریم بعد از سالها دوری به زادگاه خود آنتاکیا باز میگردد،منطقه ای که  عاصی(با بازیTuba Büyüküstün) و خانواده اش(خانواده کوزجواغلو) برای سه نسل متوالی مالک زمینهای مرغوب آن بوده اند

سالها قبل مادر دمیر ( که به طرز مشکوکی خود را در رودخانه ای در همان حوالی غرق کرده است )وسهیلاعمه دمیر در این اراضی کار میکرده اند،دمیر در حالی به  آنتاکیا برمیگردد که نسبت به مرگ مادر خود مشکوک است

دمیر بعد از ملاقات با خانواده کوزجواغلو به عاصی دل میبندد ولی غرور این دو باعث کمرنگ شدن عشق میان آنها میشود،از سویی با ورود عمه دمیربه روستا رازهای جدیدی از رابطه بین دو خانواده را آشکار میسازد

، این قصه ادامه دارد تا اینکه شخصی به نام علی( با بازیKanbolat Gorkem Arslan) وارد روستا میشود و او نیز عاشق عاصی می شود و کدورتهایی را بین عاصی و دمیر ایجاد میکند و باعث سوء تفاهماتی میان آنها می شود ، علی به عاصی پیشنهاد ازدواج می دهد و عاصیبه خاطر لجبازی با دمیر قبول می کند….



اما طبق اتفاقاتی عاصی و دمیر غرور خود را کنار گذاشته و به عشق هم اعتراف می کنند و ازدواج می کنند اما بعد از ازدواج علی که از دمیر زغم خورده و عشقش را از دست داده برای خراب کردن زندگی این دو عاشق نقشه هایی می کشد که در پی یکی از این نقشه ها که با مرگ خواهر دمیر هست عاصی از دمیر طلاق می گیرد و دمیر شهر را ترک می کند و عاصی بچه خود را پنهانی به دنیا میاورد .

۵ سال بعد که دمیر بنا به دلایلی دوباره به شهر بر می گردد در حین ورود با دختر کوچکی آشنا میشود که دختر عاصی و دمیر هست اما دمیر ابتدا این موضوع را نمی داند و بعد از مدت ها تحقیق به این مسئله پی می برد و با نزدیک شدن به آسیه دخترش می فهمد که زندگی خود را به خاطر غرورش خراب کرده و دوباره اعتراف می کند که بدون عاصی نمی تواند زندگی کند و…. بسیاری اتفاق جالب و شیرین و رمانتیک در این سریال زیبا که دیدنشو بهتون پیشنهاد می کنیم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال ترکی Firtina(طوفان)

سریال بسیار زیبا و عاشقانه Firtina


 

علی(Murat Yıldırım)  پسر خوشتیب هست که دریک روستا در کنار دریای سیاه بدنیا آمده و در رویا زندگی می کند و دوست دارد پولدار شود.


حسن پدر علی که می بیند علی سر به هوا شده تصمیم می گیرد از راه بدست آوردن گنج که خودش نقشه اش را کشیده و علی به ان علاقمند هست علی را به قول معروف آدم کند.


و زینب (Burçin Terzioğlu) دختر پولداری هست که حسن علی را تشویق به ازدواج با او می کند که همه ی پسرها ارزو دارند با او ازدواج کنند و علی را وارد یک بازی عشقی می کند.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

آهنگ سریال به نام عشق

 

آهنگ سریال به نام عشق رو دوباره میزارم ادرس قبلی مسدود شده !

D:\Laura Pausini - En Cambio No.zip

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

در قسمت های بعدی سریال به نام عشق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

ترجمه تیتراژ سریال

متن و ترجمه آهنگ تیتراژ سریال به نام عشق  به زبان های مختلف



Quizás bastaba respirar,

sólo respirar muy lento.
Recuperar cada latido en mí,
y no tienen sentido ahora que no estás.
¿Ahora dónde estás?

Porque yo no,
puedo acostumbrarme aún,
Diciembre ya llegó.
No estás aquí
yo te esperaré hasta el fin

En cambio no,
hoy no,
hay tiempo de explicarte.
Ni preguntar si,
te amé lo suficiente.
Yo estoy aquí
Y quiero, hablarte,
ahora, ahora...

¿Por qué se rompen en mis dientes,
las cosas importantes?
Esas palabras,
que nunca escucharás.
Y las sumerjo en un lamento,
haciéndolas salir.
Son todas para ti,
una por una aquí.

Las sientes.. ya
besan y se posarán
entre nosotros dos.
Si me faltas tú,
no las puedo repetir,
no las puedo pronunciar.

En cambio no,
me llueven los recuerdos
de aquellos días
que corríamos al viento.
Quiero soñar
que puedo hablarte,
ahora,
ahora.

En cambio no,
hoy no,
hay tiempo de explicarte.
También tenía, ya
mil cosas que contarte.
Y frente á mí,
mil cosas que me arrastran junto a ti.

Quizás bastaba respirar,
sólo respirar muy lento.

Hoy es parte,
hoy, en cambio, no


Perhaps enough breathing
only very slow breathing.
Lost every beat in me
and have no sense now that you're not.
Now where are you?

Because I do not,
I can get used to it yet,
December has arrived.
You're not here
I'll wait until the end

However not
not today,
no time to explain.
Or ask if
I loved you enough.
I am here
And I want, talk,
Now, now ...

Why break into my teeth,
important things?
Those words,
never hear.
And sink into a lament,
making out.
They are all for you,
one by one here.

The feeling .. already
kiss and will pose
between us.
If I'm missing you
I can not repeat
I can not pronounce.

However not
showered me memories
of those days
we ran into the wind.
I want to dream
that I can talk,
now
now.

However not
not today,
no time to explain.
It was also because
a thousand things to tell you.
And before me,
a thousand things that drag me with you.

Perhaps enough breathing
only very slow breathing.

Today is part
Today, however, no


شاید به اندازه کافی تنفس


فقط خیلی آهسته در تنفس.در هر ضربان در من فراموش
و هیچ حس حالا که شما نیستید.
"
حالا که تو کجایی؟
از آنجا که من نیست ،
من می توانم به آن عادت رتبهدهی نشده است ،
دسامبر وارد کرده است.تو اینجا نیست
من تا پایان صبر کنید
اما نه ،
امروز نه ،
اکنون زمان آن نیست که توضیح می دهند.یا اگر بخواهید
من تو را دوست کافی است.من اینجا هستم
و من می خواهم ، صحبت می کنید ،
در حال حاضر ، در حال حاضر...چرا به شکستن دندان من ،
چیز مهم است؟
این واژه ها ،
هرگز شنوند.و نزول به ضجه و زاری کردن ،
ساخت خارج.آنها همه برای شما
1
توسط 1 در اینجا.احساس.. قبلا
بوسه و ژست
بین ما.اگر من به شما از دست رفته
من نمی توانم تکرار
من نمی توانم هجی.با این حال نیست
باران خاطرات من
از آن روزها
ما را به باد زد.من می خواهم به خواب
که من می توانم صحبت می کنید ،
اکنون
اکنون ساعت.با این حال نیست
امروز نه ،
اکنون زمان آن نیست که توضیح می دهند.همچنین به خاطر این بود
هزار چیز هست که باید به شما بگویم.و قبل از من ،
هزار چیز که مرا با تو بکشید.شاید به اندازه کافی تنفس
فقط خیلی آهسته در تنفس.امروز بخش
امروز ، با این حال ، هیچ

Peut-être assez de respiration
que la respiration très lente.
Lost chaque battement en moi
et n'ont aucun sens maintenant que vous n'êtes pas.
Maintenant où vous êtes?

Parce que je ne,
Je ne peux m'y habituer encore,
Décembre est arrivé.
Vous n'êtes pas ici
Je vais attendre jusqu'à la fin

Mais pas
pas aujourd'hui,
pas de temps à expliquer.
Ou demander si
Je t'ai aimé assez.
Je suis ici
Et je veux, de parler,
Maintenant, maintenant ...

Pourquoi briser dans mes dents,
des choses importantes?
Ces mots,
jamais entendu parler.
Et sombrer dans une complainte,
établissement d'.
Ils sont tous pour vous,
un par un, ici.

Le sens .. déjà
kiss et posera
entre nous.
Si tu me manques
Je ne peux pas répéter
Je ne peux pas préciser.

Mais pas
comblé moi des souvenirs
de ces jours
nous avons couru dans le vent.
Je veux rêver
que je peux parler,
maintenant
maintenant.

Mais pas
pas aujourd'hui,
pas de temps à expliquer.
C'était aussi parce que
mille choses à vous dire.
Et devant moi,
mille choses qui me traîner avec vous.

Peut-être assez de respiration
que la respiration très lente.

Aujourd'hui fait partie

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

امیلیانو- به نام عشق-Sebastian Zurita

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

عکس های پالوما - به نام عشق-Allisson Lozz

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

عکس های کارلوتا -به نام عشق-Leticia Calderón

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

عکس هایی از بازیگران سریال فردا ابدی است

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

سریال فردا ابدی است




مشخصات سریال:

نام فارسی: فردا ابدی است | فردا همیشگی است | فردای ابدی

نام اصلی: Mañana es para siempre

ژانر: درام | عاشقانه

تعداد قسمت ها: ۱۶۱

سال تولید: ۲۰۰۹-۲۰۰۸

شبکه پخش کننده: Telenovela | PMC

محصول کشور: مکزیک


زبان: اسپانیایی

بازیگران:

Lucero

Sergio Sendel

Silvia Navarro

Fernando Colunga

Yolanda Ciani

Marisol del Olmo

Tania Vázquez

Dacia Arcaráz

درباره سریال:

سریال فردا ابدی است محصول سال ۲۰۰۹-۲۰۰۸ مکزیک است که یک سریال درام و عاشقانه به حساب می آید. این سریال در ۱۶۱ قسمت پخش شده و در بسیاری از کشور های آمریکای جنوبی و شمالی پخش شده است تا چندی پیش هم در بعضی از کشور های اروپایی از جمله اسپانیا این سریال زیبا پخش شده است. هم اکنون شبکه ی PMC این سریال را با دوبله فارسی پخش می کند..........
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

عکس هایی ازمراسم تجلیل از سریال به نام عشق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

به نام عشق -------در پایان

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  | 

امروز می خوام رازهای سريال به نام عشق رو بهتون بگم

راز ماکارنا کارلوتا و کریستوال...

۱۸ سال پیش کریستوال عاشق ماکارنا شد و کارلوتا نیز عاشق کریستوال کارلوتا از شدت حسادت تصمیم به انتقام می گیرد به صورت صحنه سازی ماکارنا و روفی را به سفری می فرستد و به کریستوال به دروغ می گوید ماکارنا خودکشی کرده و کارلوتا مجلس ختمی نیز می گیرد کریستوبال آن شهر را ترک می کند و وقتی ماکارنا برمی گردد به دروغ می گوید که کریستوال مرده و باز هم مجلسی به دروغ می گیره ماکارنا ار کریستوال باردار بوده و بارداری را فقط ساگاریو همسر برادرش می دونه ساگاریو و خاویر که بچه دار نمی شوند تصمیم می گیرند که بچه ماکارنا را به فرزندی بزرگ کند پالوما ، خاویر تصمیم می گیرد که قیم فرزندش را به کارلوتا بدهد برای اینکه ماکارنا نخواد که مهر مادری به اون پیدا کند و به پالوما بگوید که من مادرشم هشت سال بعد کریستوال تصمیم به ازدواج می گیرد اما در کلیسا به یاد عشقش به ماکارنا می افتد و از مجلس عروسی فرار می کند این اتفاق و فهمیدن خبر مرگ خاویر دوست صمیمی اون و همسرش  تبدیل میشه به آدمی الکلی کشیشی اونا پیدا می کنه و راه رسیدن به خدا را به او می آموزد و پس از چند سال کریستوال نیز کشیش می شود. ولی پس از چند سال با بازگشت کریستوال به رل دل مونته حقیقت فاش می شود  ماکارنا و کریستوال که میخوان باهم ازدواج می کنند ولی کارلوتا ماکارنا از بالای پله ها توی دعوا  هل داده و میکشه و در آخر  کارلوتا در یک تصادف فلج می شود و برای همیشه تنها می ماند

 

راز اميليانو ، رافائل ، ارلاندو...

 

دیانا زنی پولپرست و همسر ارلاندو و از ارلاندو حامله است او مردی پولدار را پیدا میکنند و تصمیم می گیرد که با او زندگی کند و پس از مدتی بچه که حامله است را وانمود می کند که بچه رافائل است و رافائل مجبور به ازدواج با دیانا می شود بعد از فاش شدن راز اميليانو به پدر واقعیش برگشته و ارلاندو با کامیلا ازدواج می کند و رافائل با دختری که پرستار است ازدواج می کند

 

راز اميليانو و رومینا...

 

رومینا  می فهمد که از جرمن بچه دار است اما اون جوری وانمود می کند که بچه از اميلیانو است و از او می خواهد که باهاش ازدواج کند اون به خاطر بچه با رومینا ازدواج می کند ولی پس از مدتی طلاق گرفته و با پالوما ازدواج میکنه و رومینا با جرمن ازدواج می کند

 

راز پالوما و گابریل...

 

 

گابریل پسر یکی از مهمترین وکیلای کشور عشق بعدی پالوما است  

 

 

راز ساموئل...

 

ساموئل پدر رومینا که چند سال پیش رومینا و مادرش را به خاطر زنی دیگه ول کرد الان ورشکسته شده و به قصد سو استفاده باز به زندگی رومینا و مادرش برمیگرده و مقدار زیادی پول از کامیلا کلاه برداری می کند ولی توسط پلیس گیر می افتد و به ۱۵ سال زندان محکوم میشود

 

راز ليليانو...

 

لیلیانو بعد از شکست با جرمن با پسرخالش دوست و بعد ازدواج می کند

 

راز آرون...

 

آرون پس از اینکه پالوما پیشنهاد ازدواج او را رد می کند  می خواد به پالوما تجاوز کنه پالوما هم از اون شکایت می کنه اما از شکایتش صرف نظر می کنه به شرطی که آرون رل دل مونته را ترک کنه که آرون این شرط را قبول میکنه و برای همیشه از رل دل مونته می ره

 

 

بعضیا گفتن که اینطور نمیشه و من از خودم نوشتم ولی باید به این افراد بگم اگه صبر کنن می بینن همینطوری تموم میشه چون خودم تا آخر دیدم.! یه کم صبر کنین!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  صدف  |